حاج ملا هادي السبزواري
332
شرح مثنوى
( ( 1581 ) ) ز امر حق وَابكُوا كَثيراً خوانده اى * چون سر بريان چه خندان مانده اى ن 1120 16 - ك 376 8 وَ ابكُوا : اشارت است به كريمهء * ( « فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً » 9 : 82 ( 1 ) . ( ( 1586 ) ) خندهها در گريهها آمد كتيم * گنج در ويرانهها جو اى سليم ن 1120 21 - ك 376 10 كتيم : مكتوم و پنهان . ( ( 1588 ) ) باژگونه نعل از ده تا رباط * چشمها را چار كن در احتياط ن 1121 1 - ك 376 11 نعل : كفش . از ده : نه « فعل از ره » - كه در نسخهء ديگر است . ( ( 1589 ) ) چشمها را چار كن در اعتبار * يار كن با چشم خود دو چشم يار ن 1121 2 - ك 376 12 دو چشم يار : رفيق و همراه و ايهامى دارد به معشوق حقيقى و مقام فراست . ( ( 1590 ) ) امرهم شورى بخوان اندر صحف * يار را باش و مكن از ناز اف ن 1120 3 - ك 376 12 امرهم شورى : يعنى امر مؤمنين ، مشورت است با يكديگر . مكن از ناز اف : آن چه در نسخهء ديگر است صحيح نيست . ( ( 1591 ) ) يار باشد راه را پشت و پناه * چون كه نيكو بنگرى يارست و راه ن 1120 4 - ك 376 13 يارست و راه : يعنى اوّل رفيق است و دوم طريق . كه مشهور است « اَلرّفيقُ ثُمّ الطَّريق » . ( ( 1598 ) ) اين نخواندى كَالكَلام اى مُستَهام * فى شُجُونٍ جَرُّه جَرَّ الكَلام ن 1120 11 - ك 376 16 مستهام : حيران . شجون : جمع شجن ، به شين معجمه و جيم ، غصن مشبك و شعبه . و الحديث ذو شجون ، اى ذو شعب .
--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 82 . .